من یک درگیری ذهنی پیدا کردم. من نمی دونم اخلاقیات رو چطوری باید به دست آورد. من دیدم که اکثر بچه های اینجایی یعنی دانشجو های دکترای دانمارکی بچه های بسیار با اخلاقی هستن ولی امان از خارجی ها. حالا این دامنه ی خارجی ها از چینی ها شروع می شه تا به فرانسوی هام می رسه!
این دختره فرانسویه بچه ست یعنی 24 سالشه که دانشجوی دکترا شده من می بینم که برای هر چیزی ذوق بیش از حد داره و انگار خودشو در این حد نمی دونسته هر اتفاقی براش یه چیز شگفت انگیزه. مثل ما نیست که همش از خودمون توقع بیشتر داریم و همیشه از خودمون ناراضی هستیم.
حالا از بحث دور نشم این امروز کمک ممتحن یک دانشجوی فوق بوده یعنی در جلسه ی دفاع از پروزه ی یک فوق لیسانسی این هم حق سوال کردن داشته!حالا که چقد ذوق داره هیچی. تموم دپارتمان رو پر کرد از بس این یارو رو بی آبرو کرد. یعنی رسمن از کافی روم پایین بگیر تا منشی بخش برای همه تو ضیح داد که این پسره هیچی بلد نبوده .چه می دونم سنش بالا بود ما بهش نمره دادیم و این حرفا. یعنی اساسن رید به هیکل آدمی که همه اینجا میشناسنش.
من می گم ایم بی اخلاقیه این یعنی یه معلم بیاد بره همه جا جار بزنه که فلان شاگردش چه گندی تو ورقه ی امتحانیش نوشته! من می گم معلم شدن استاد شدن آموزش دادن و حتا امتحان گرفتن بخش هایی از زندگی انسانهاست و البته که باید اخلاقیات برایش آموزش داده بشه و بایداخلاقیات در اون رعایت بشه!