دیروز سر کلاس زبان دانملرکی استادمون ازمون می خواست توضیح بدیم در رویاهامون دوست داریم کجا زندگی کنیم؟من جوابم این بود که ایده ی خاصی ندارم و استادم گفت من می فهمم مردمی که از کشورهای جهان سوم میان زیاد نظر ندارن چون بهشون اجازه ی اظهار نظر داده نمی شه زیاد. ولی ما این جا توی دانمارک همیشه می پرسیم تو چی می خوای و چرا؟ حالم اساسی گرفته شد و می دونم و قبول دارم که ما آدمای تودار و بی نظر یا محافظه کاری هستیم توی نظر دادن ولی این سوالی بود که من هرگز نمی تونستم به دانمارکی جوابشو بدم.
چطور می تونستن بگم من آرزو دارم در ایران آزاد و مرفه و شاد زندگی کنم. نه ایران این روزها ایران آرزوها. ایرانی که مثل دانمارک شده باشه ثروت بین همه تقسیم شده و اثری از فقر مالی و فرهنگی نداره. ایرانی که هنوز بهترین دوستام ازش مهاجرت نکردن و باقیمانده ی اعضای خانوادم هم به فکر روزنه ی فراری نیستن. ایرانی که توش بتونم برای جشن تولد دوستام و خانوادم حضور داشته باشم و خوشی های کوچیک زندگیمو با هاشون تقسیم کنم.